![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های گاه و بیگاه |
|
ز غصه دلم سخت دلگیر است
زغم توان ناله ندارم چنان اسیر هزار درد و بلایم که تاب رفتن از این "چاه بیتو" ندارم اگر هنوز صدایی به کف دارم برای این است که داد، فایدهای ندارد ولی هنوز امیدم به زنده ماندن هست دلیل؟! اینکه تو را تا ابد دوست میدارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:42 توسط هادی قبادی |
|
|
نشستهام به کناری و خوب میدانی / که دست گدایی من سخت محتاج است
اگر ز خیمهگاه سوی فرات در راهی/ دعای اهل حرم چشم در راه است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:30 توسط هادی قبادی |
|
|
می دانست آنچه می نویسد دروغ است اما هربار که از او می پرسیدند ،چرا وقتی می دانی آنچه می نویسی کذب است ،باز هم در نشر آن می کوشی ؟ او همیشه یک پاسخ داشت بر این سئوال عجیب ، چاره ای نیست از این راه نان می خورم . راست می گفت نوشتن پیشه اش شده بود و از این راه زندگی اش را می چرخاند پس همانی را می نوشت که به او سفارش می دادند . به همین سادگی او حالا یک خبرنگار دروغ نویس بود ! می دانست به آنچه می نویسد ذره ای ایمان و اعتقاد ندارد اما هربار که از او می پرسیدند چرا درباره موضوعی می نویسی که ذره ای جای در اعتقاداتت ندارد ؟ سری خم می کرد و با اندوهی خاص می گفت چاره ای نیست از این راه امرار معاش می کنم! 17 مرداد که می رسد خبرنگاران عزیز می شوند . آدم هایی که تا دیروز حاضر نبودند به تماس تلفنی یک خبرنگار پاسخ دهند، آنچنان در مدح و ستایش او می سرایند که هر کس نداند خیال می کند خبری هست! خبرنگار خوب است تا وقتی خوب می نویسد ، راست می گوید ، خادم مردم است و بسیاری صفات نیکوی دیگر را دارد ، اما انگار این روزها تعریف خبرنگار خوب عوض شده است .خبرنگار خوب ، کسی است که خوب ننویسد ، راست نگوید ، خادم رئیس و دارودسته اش باشد . آری خبرنگار خوب کسی است که خبرنگار نباشد . شاید هم خبرنگار خوب خبرنگاری است که مرده باشد . این رسم است در دیار ما که همیشه مرده ها بهترین ها هستند . روز خبرنگار بر همه عزیزان عرصه رسانه مبارک باشد به خصوص بر آنهایی که سال های قبل بودند و حالا بین ما نیستند. پی نوشت اول - از قول جناب جوانفکر ، مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور شنیدم که قرار است امسال هم از طرف دکتر احمدی نژاد به خبرنگاران هدیه ای داده شود مثل سنوات قبل . پیشنهاد می کنم این هدیه شامل حال خبرنگاران رسانه هایی که به هر دلیل ،در دوران دولت نهم از انتشار باز ماندند ، هم شود. پی نوشت دوم – این حرف هایی که نوشتم از سر آرمانگرایی بود ،باور کنید جناب رئیس من که تاکنون بارها محضر شما عرض کرده ام، اگر هنگام ظهر شرعی حضرتعالی بفرمایید ، حالا شب است ، من با همه ابزاری که در دست دارم این خبر را به گوش و چشم مردم بزرگوار خواهم رساند چون که اعتقاد دارم "دانستن حق مردم است"! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:35 توسط هادی قبادی |
|
|
اسرائیل جایی روی کره خاکی نیست ، پس واژه ای با عنوان "مردم اسرائیل" وجود ندارد مگر آنکه برخی بخواهند وجود داشته باشد . از نگاه ما جایی بر کره خاکی هست با عنوان فلسطین اشغالی که اهالی آن فلسطینی اند حال با هر مذهب و هر نژادی. در قاموس جغرافیای انسانی ما عبارت " فلسطینی اسرائیلی" تعریف نشده است .
ما در عرصه سیاست ،رژیم صهیونیستی را با عنوان رژیم جعلی می شناسیم و از این به بعد دقت می کنیم تا در ادبیات دیپلماتیک از واژه " اسرائیل " استفاده نکنیم و دهانی را هم که از این پس ،خواسته از روی جهالت و غفلت یا از سر عمد و آگاهی ، از چنین واژگانی استفاده کند ،تا مایه شادمانی دشمنان ایران و اسلام را فراهم کند، گل خواهیم گرفت تا مایه عبرت دیگران شود.
برادر مرتضی به خاطر داشته باش ، ملت ایران تنها ملتی است که از زمان پیدایی اش تاکنون بت نپرستیده و دایه دار تمدن بشری است . ایرانی ها از ابتدا تاکنون و تا آن هنگام که تاریخ به یاد دارد بر مظلومی نتاخته اند . ایرانی ها خود اسلام را به اختیار و از سر علم و آگاهی پذیرفتند نه به زور شمشیر این و آن و آنچنان به آن عظمت و اعتلا بخشیدند که کسی حتی در جایگاه مخالف آن را انکار نمی کند. از بزرگی ها و افتخارات کنونی این ملت هم که می توان از آن صدها وهزارها شاهنامه نوشت، حرفی نمی زنم که اگر تو را چشم سر هم نباشد نمی توانی آنها را نبینی!
برادر مرتضی اگردر نگاه شما هنوز مرغ همسایه غاز است ،لطفا سکوت کنید و کمتر حرف چرانی کنید. اگر در ذهن ،افکارو تمایلات جنابعالی و امثال شما ، ملت آمریکا برترین ملت دنیاست، حرف هایتان را در سینه نگاه دارید و روزی آنها را بر زبان جاری کنید که اثری از ایران و ایرانی نباشد تا مایه شرمساری و خجلت ملت ایران زمین را فراهم نکنید. اگر شما در این خاک ریشه ای ندارید ، اگر برای ماندن آن عزیزی از کف نداده اید و اگر شما به ایرانی بودن تان افتخار نمی کنید، ما تاهستیم ایران و ایرانی را در اوج می خواهیم وبخاطر آنچه داشته ایم و آنچه داریم و آنچه خواهیم داشت خود را برترین ملت دنیا می دانیم .
راستی برادر مرتضی تا چندی دیگر دوره زمامداری برادر بوش تمام می شود و وی هم پس از خروج از دولت به جمع ملت آمریکا ، برترین ملت دنیا خواهد پیوست ، جالب است نه؟!!
توبه نامه تان را در سایت رجا خواندم اما یادمان باشد و یادتان باشد آب رفته را نمی توان به جوی باز گرداند.از شما به خاطر شاد کردن دشمنان شیعه ،آن هم درست پس از آنکه فرزندان امام روح الله ،در سالروز ولادت امیر مومنان و در جریان مبادله اسرا آنچنان آنها را به خاک ذلت افکندند که در تاریخ بنی اسرائیل بی سابقه است ، تشکر می کنم و خواهش می کنم به خاطر خودتان و به خاطر آبروی دکتر احمدی نژاد کمتر حرف بزنید ، باور کنید نمی گویند لال است! پی نوشت اول– می دانم نباید اینگونه درباره کسی بنویسم هر که می خواهد باشد ، اما اگر اینها را نمی نوشتم دیگر رویم نمی شد شهدا را یاد کنم ، باور کنید اگر هادی قبادی این حرف های زیادی را نزند دیگر هادی قبادی نیست و بمیرد بهتر است. پی نوشت دوم - قصد نداشتم موضوعی را که از نگاه برخی پایان یافته است ، دوباره زنده کنم، اما از آنجا که من هنگام انتشار فرمایشات جناب مشایی در سفر بودم و پس از بازگشت از موضوع اطلاع یافتم ، بر خود تکلیف دانستم تا چند سطری بنویسم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:1 توسط هادی قبادی |
|
|
خرقه تقوا به تن کردن بر پست و مقام خواندن قرآن ، خدا را پس زدن با سیاست گریه کردن بر حسین (ع) خیمه مستضعفان آتش زدن ! رسم و آیین محمد(ص) این نبود تا خوری نان در ازای هرچه بود خفت و خواری بیایید از سکوت چون حسین(ع) باید ننگ را با خون زدود |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم تیر 1387ساعت 15:18 توسط هادی قبادی |
|
|
هیچ وقت نفهمیدم چرا آنگاه که حتی منصور ، بر دار هم بود و می دانست که جانش خواهند ستاند، بازهم می گفت:"انا الحق" تقدیم به او و روح بزرگ شیخ شهید فضل الله نوری. شیخ به طناب دار بنگر که چقدر سرد و خاموش بنشسته چشم در راه که پس از بریدن از تو جان دیگری را ، بستاند از عزیزی. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:57 توسط هادی قبادی |
|
|
و خدا می داند که می آیی آن هنگام ،که کسی نیست برم و من زار،تنها افتاده به پای یادگاری هایت چشم در راه نشسته نفسهای دلم را می شمارم که شاید... در یکی از این آمدن و رفتن ها تو بیایی از راه تا دیدگانم ،روشن شود از آمدنت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 14:44 توسط هادی قبادی |
|
|
یاری ام کن تا دوباره قبله ام پیدا کنم
چاره ای بر حال زارم ساز تا دلم شیدا کنم من از آن زور ازل افتاده در دام توام دام بگشا تا که جانم را فدای جان ناپیدا کنم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 16:58 توسط هادی قبادی |
|
|
وقتی تصمیم گرفتم که دیگر در "حرف های زیادی" مطلبی منتشر نکنم ، رجوعی کردم به حافظ و پاسخی چنین گرفتم . شعری که به تمام معنا وصف حال من است اکنون! ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم / جامه کس سیه و دلق خود ارزق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است / کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم / سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نو شد / التفاتش به می صاف مروق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راه روان / فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر می شکند / تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید / گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او / ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 15:29 توسط هادی قبادی |
|
|
این مطلب پیش از این در "حرف های زیادی" درج شده است ، اما خودم خیلی دوستش می دارم. یادم هست وقت رفتن سهراب، یادی از مرگ ،یادی از رفتن کرد از میان شدگان ، پهلوانی ندایی سر داد: که سهراب را مرگی نیست ، مادرش می گفت ،پدرش ، مرگ را بر زمین کوفته است. اما مادر می دانست ،سهراب اش رفتنی است! آخر قصه گویی مدام در گوشش نجوا می کرد : باز هم رستم افسانه ها ،پسرت را خواهد کشت! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 16:47 توسط هادی قبادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پیش از این با "حرف های زیادی" زندگی می کردم ، با نوشته هایی که اغلب بو و رنگ سیاسی داشت. اما اکنون و در "هستی نامه" دست نوشته های اغلب ادبی ام را منتشر می کنم. هادی قبادی کوچک همه بزرگانی است که برای صبرش دعا می کنند.
یا علی |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
اینجا دوباره "حرف زیادی" می زنم |
|
RSS
|