![]() |
![]() |
|
| دست نوشته های گاه و بیگاه |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعت 1:23 توسط هادی قبادی |
|
|
17 مرداد روز خبرنگار نیست ، روز خبرنگار باید روزی باشد که جماعت اهل خبر بخاطر معیشت شان هر چیزی را منتشر نکنند و هر چیزی را نگویند و ننویسند! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 2:9 توسط هادی قبادی |
|
|
دزدی بد است در این موضوع حرفی نیست اما من دزدهای شجاع و صادق را دوست دارم،چون شرف دارند به ترسوهایی که دروغ هم می گویند یا دروغگویانی که از سر ترس دروغ می گویند.باور کنید این فلسفه نیست این دقیقا زندگی امروز خیلی ها است حتی شاید خود من !چون ما اغلب یادمان می رود دزدی هایمان را و بدتر اینکه خودمان را خدای شجاعت و صداقت می دانیم. راستی تا حالا به این نکته فکر کرده اید که بردن آبروی یک انسان هم می تواند دزدی باشد. به نظرم بد نیست این روزها دزدی را باز تعریف کنیم، شاید آن وقت ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مرداد 1390ساعت 11:17 توسط هادی قبادی |
|
|
چندی است جمعه تقویم هایمان قرمز است آقا !انگار باید وقت آمدنت را عوض کنی! شاید شنبه های هفته ما هیچ یک شایسته قدم هایتان هنوز نیست آقا ! انگار باید برای عصر حضورتان تقویم های شمسی مان را عوض کنیم یا اینکه جمعه های همیشه تعطیل سال را با اسم رمز "یا صاحب الزمان" زنده تر کنیم |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مرداد 1390ساعت 11:14 توسط هادی قبادی |
|
|
باید رفت ، باید از این ساعت بی ثانیه رفت باید رفت ،باید از این قصه بی حاشیه رفت باید رفت ، باید از این کوچه بی نشانه رفت باید رفت ، باید از این فصل بی ترانه رفت باید رفت ، باید از این شعر بی قافیه رفت باید رفت ،باید از این ویرانه بی منظره رفت باید رفت ،باید از این خانه بی پنجره رفت باید رفت ،باید از این رود بی همهمه رفت باید رفت ،باید از این زمین بی مزرعه رفت باید رفت ،باید از این شهر بی حوصله رفت باید رفت ،باید از این شب بی ستاره رفت باید رفت ،باید از این سکوت بی زمزمه رفت باید رفت ،باید ازاین جهان بی خاتمه رفت |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 12:36 توسط هادی قبادی |
|
|
و حالا اندک اندک آب می شوم بی آنکه خورشید را دیده باشم و بی آنکه لحظه ای باشم و حالا، سیلی زیر پاهای نیمه ام جاری است و من در آیینه شکسته ام ،اندک اندک دور می شوم راستی حالا که رفته ام روی سنگ یادگاری روزهای نبودنم ، با صدای صاف و ساده کودکانه ام ،حک کنید "پسرک عاشق آن خیابان بهشتی و تمام لحظه های ناب زیارت بود" حالا اندک اندک تمام می شوم و هنوز حسرت به دل مانده ام برای دیدن آنکه تمام عمر ،تمام جمعه ها گفتند می آید و ... راستی کودکی بود که می خواست ،یک روز هم شده ،سرباز امامش باشد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 12:31 توسط هادی قبادی |
|
|
ز غصه دلم سخت دلگیر است
زغم توان ناله ندارم چنان اسیر هزار درد و بلایم که تاب رفتن از این "چاه بیتو" ندارم اگر هنوز صدایی به کف دارم برای این است که داد، فایدهای ندارد ولی هنوز امیدم به زنده ماندن هست دلیل؟! اینکه تو را تا ابد دوست میدارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:42 توسط هادی قبادی |
|
|
نشستهام به کناری و خوب میدانی / که دست گدایی من سخت محتاج است
اگر ز خیمهگاه سوی فرات در راهی/ دعای اهل حرم چشم در راه است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:30 توسط هادی قبادی |
|
|
می دانست آنچه می نویسد دروغ است اما هربار که از او می پرسیدند ،چرا وقتی می دانی آنچه می نویسی کذب است ،باز هم در نشر آن می کوشی ؟ او همیشه یک پاسخ داشت بر این سئوال عجیب ، چاره ای نیست از این راه نان می خورم . راست می گفت نوشتن پیشه اش شده بود و از این راه زندگی اش را می چرخاند پس همانی را می نوشت که به او سفارش می دادند . به همین سادگی او حالا یک خبرنگار دروغ نویس بود ! می دانست به آنچه می نویسد ذره ای ایمان و اعتقاد ندارد اما هربار که از او می پرسیدند چرا درباره موضوعی می نویسی که ذره ای جای در اعتقاداتت ندارد ؟ سری خم می کرد و با اندوهی خاص می گفت چاره ای نیست از این راه امرار معاش می کنم! 17 مرداد که می رسد خبرنگاران عزیز می شوند . آدم هایی که تا دیروز حاضر نبودند به تماس تلفنی یک خبرنگار پاسخ دهند، آنچنان در مدح و ستایش او می سرایند که هر کس نداند خیال می کند خبری هست! خبرنگار خوب است تا وقتی خوب می نویسد ، راست می گوید ، خادم مردم است و بسیاری صفات نیکوی دیگر را دارد ، اما انگار این روزها تعریف خبرنگار خوب عوض شده است .خبرنگار خوب ، کسی است که خوب ننویسد ، راست نگوید ، خادم رئیس و دارودسته اش باشد . آری خبرنگار خوب کسی است که خبرنگار نباشد . شاید هم خبرنگار خوب خبرنگاری است که مرده باشد . این رسم است در دیار ما که همیشه مرده ها بهترین ها هستند . روز خبرنگار بر همه عزیزان عرصه رسانه مبارک باشد به خصوص بر آنهایی که سال های قبل بودند و حالا بین ما نیستند. پی نوشت اول - از قول جناب جوانفکر ، مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور شنیدم که قرار است امسال هم از طرف دکتر احمدی نژاد به خبرنگاران هدیه ای داده شود مثل سنوات قبل . پیشنهاد می کنم این هدیه شامل حال خبرنگاران رسانه هایی که به هر دلیل ،در دوران دولت نهم از انتشار باز ماندند ، هم شود. پی نوشت دوم – این حرف هایی که نوشتم از سر آرمانگرایی بود ،باور کنید جناب رئیس من که تاکنون بارها محضر شما عرض کرده ام، اگر هنگام ظهر شرعی حضرتعالی بفرمایید ، حالا شب است ، من با همه ابزاری که در دست دارم این خبر را به گوش و چشم مردم بزرگوار خواهم رساند چون که اعتقاد دارم "دانستن حق مردم است"! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 18:35 توسط هادی قبادی |
|
|
اسرائیل جایی روی کره خاکی نیست ، پس واژه ای با عنوان "مردم اسرائیل" وجود ندارد مگر آنکه برخی بخواهند وجود داشته باشد . از نگاه ما جایی بر کره خاکی هست با عنوان فلسطین اشغالی که اهالی آن فلسطینی اند حال با هر مذهب و هر نژادی. در قاموس جغرافیای انسانی ما عبارت " فلسطینی اسرائیلی" تعریف نشده است .
ما در عرصه سیاست ،رژیم صهیونیستی را با عنوان رژیم جعلی می شناسیم و از این به بعد دقت می کنیم تا در ادبیات دیپلماتیک از واژه " اسرائیل " استفاده نکنیم و دهانی را هم که از این پس ،خواسته از روی جهالت و غفلت یا از سر عمد و آگاهی ، از چنین واژگانی استفاده کند ،تا مایه شادمانی دشمنان ایران و اسلام را فراهم کند، گل خواهیم گرفت تا مایه عبرت دیگران شود.
برادر مرتضی به خاطر داشته باش ، ملت ایران تنها ملتی است که از زمان پیدایی اش تاکنون بت نپرستیده و دایه دار تمدن بشری است . ایرانی ها از ابتدا تاکنون و تا آن هنگام که تاریخ به یاد دارد بر مظلومی نتاخته اند . ایرانی ها خود اسلام را به اختیار و از سر علم و آگاهی پذیرفتند نه به زور شمشیر این و آن و آنچنان به آن عظمت و اعتلا بخشیدند که کسی حتی در جایگاه مخالف آن را انکار نمی کند. از بزرگی ها و افتخارات کنونی این ملت هم که می توان از آن صدها وهزارها شاهنامه نوشت، حرفی نمی زنم که اگر تو را چشم سر هم نباشد نمی توانی آنها را نبینی!
برادر مرتضی اگردر نگاه شما هنوز مرغ همسایه غاز است ،لطفا سکوت کنید و کمتر حرف چرانی کنید. اگر در ذهن ،افکارو تمایلات جنابعالی و امثال شما ، ملت آمریکا برترین ملت دنیاست، حرف هایتان را در سینه نگاه دارید و روزی آنها را بر زبان جاری کنید که اثری از ایران و ایرانی نباشد تا مایه شرمساری و خجلت ملت ایران زمین را فراهم نکنید. اگر شما در این خاک ریشه ای ندارید ، اگر برای ماندن آن عزیزی از کف نداده اید و اگر شما به ایرانی بودن تان افتخار نمی کنید، ما تاهستیم ایران و ایرانی را در اوج می خواهیم وبخاطر آنچه داشته ایم و آنچه داریم و آنچه خواهیم داشت خود را برترین ملت دنیا می دانیم .
راستی برادر مرتضی تا چندی دیگر دوره زمامداری برادر بوش تمام می شود و وی هم پس از خروج از دولت به جمع ملت آمریکا ، برترین ملت دنیا خواهد پیوست ، جالب است نه؟!!
توبه نامه تان را در سایت رجا خواندم اما یادمان باشد و یادتان باشد آب رفته را نمی توان به جوی باز گرداند.از شما به خاطر شاد کردن دشمنان شیعه ،آن هم درست پس از آنکه فرزندان امام روح الله ،در سالروز ولادت امیر مومنان و در جریان مبادله اسرا آنچنان آنها را به خاک ذلت افکندند که در تاریخ بنی اسرائیل بی سابقه است ، تشکر می کنم و خواهش می کنم به خاطر خودتان و به خاطر آبروی دکتر احمدی نژاد کمتر حرف بزنید ، باور کنید نمی گویند لال است! پی نوشت اول– می دانم نباید اینگونه درباره کسی بنویسم هر که می خواهد باشد ، اما اگر اینها را نمی نوشتم دیگر رویم نمی شد شهدا را یاد کنم ، باور کنید اگر هادی قبادی این حرف های زیادی را نزند دیگر هادی قبادی نیست و بمیرد بهتر است. پی نوشت دوم - قصد نداشتم موضوعی را که از نگاه برخی پایان یافته است ، دوباره زنده کنم، اما از آنجا که من هنگام انتشار فرمایشات جناب مشایی در سفر بودم و پس از بازگشت از موضوع اطلاع یافتم ، بر خود تکلیف دانستم تا چند سطری بنویسم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 21:1 توسط هادی قبادی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
پیش از این با "حرف های زیادی" زندگی می کردم ، با نوشته هایی که اغلب بو و رنگ سیاسی داشت. اما اکنون و در "هستی نامه" دست نوشته های اغلب ادبی ام را منتشر می کنم. هادی قبادی کوچک همه بزرگانی است که برای صبرش دعا می کنند.
یا علی |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1390 اسفند 1389 اسفند 1388 اسفند 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
اینجا دوباره "حرف زیادی" می زنم |
|
RSS
|